موسيقي در قوم تالش
موسيقي در قوم تالش
هر چند بيان موسيقي قوم تالش حكايت از ديرينگي دارد، ليكن تاكنون تاريخچه روشن و مشخصي براي آن قيد نشده است. فرم، جمله بندي و به طور كلي ساختار ملوديك اين موسيقي قومي مبين قدمت و اصالت است. آنچه امروزه به نام موسيقي تالش از آن ياد مي شود، به سه بخش كلي تقسيم مي گردد. كه عبارت اند از : ١‐ دستون ها ٢‐ ترانه ها (تصنيف ها) ٣‐ هواها (پرده ها).
١‐ دستون ها: معني لغوي دستون، دستان پارسي است كه در فرهنگ ها نغمه، افسانه و آواز معنا شده است. دستون ها بخش مهم و معرف جنبه عام موسيقي تالش هستند. آواز تالش (دستون) مبتني بر فرم دو بيتي است. دستون ها در هر نقطه اي از ديار تالش داراي رنگ و حسن ويژه اي هستند و از نقطه اي به نقطه ديگر فاصله محسوسي ميان آنها احساس مي شود. مثلا دستون شاندرمن و ماسال با دستون تالشدولا و تالشدولابي، اسالمي و گرگانرودي متفاوت است.
٢‐ ترانه ها: با وجود آنكه ترانه هاي تالشي در تنوعي چشمگير (از نظر كيفي) در سرتاسر منطقه تالش وجود دارند ليكن تعداد آنها كه تاكنون شناخته شده اند محدود مي باشند. اين ترانه ها از نظر لحن و مضمون در گروه هايي از جمله، حماسي، رزمي، كار، عارفانه و … جاي مي گيرند. به عنوان مثال ترانه هاي لدوبه، گيرون گره، محمود به گروه حماسي تعلق دارند. هيار هيار، مبارك با و آمان آمان به گروه بزمي و آمانه ليله، كوكوبخونه و كاربشيمون نه نه به گروه ترانه هايي تعلق دارند كه زنان در مزارع مي خوانند و بالاخره قطعه ايي چون باباطاهري، مولودنامه و زيارت نامه به صوفيان و اهل خانقاه تعلق دارند. اين نغمه ها به وسيله دراويش پيرو طريقه قادريه و نقشبنديه، در اعياد و مراسم مذهبي و اغلب به شكل گروهي اجرا مي شوند.
٣‐ هوا (پرده): گسترده ترين بخش موسيقي تالش، نغمات بدون كلام يا هواها و پرده ها هستند. اين بخش از موسيقي تالش نيز بر حسب مضمون به گروه هاي مختلفي چون وصفي، رزمي، بزمي و … تقسيم مي شوند. سازي كه اين بخش از نغمه هاي تالش را اجرا مي كند ني است.
در منطقه تالش بيش از يك صد هواي مختلف شنيده مي شود. عناوين برخي از آنها به اين شرح است:
ريه پرده، شتره زنگ، پاييزه هوا، ورزا جنگ، دوشه ه وا، كيجه پرده و …
شرح كلي ريتم و ملودي در موسيقي تالش
اساس و ساختار موسيقي اين منطقه بر مبناي آوازهايي است كه دستون ناميده مي شوند. ويژگي هاي ملوديك اين آوازها عبارت اند از:
١‐ با دو بخش فراز و فرود كه معمولا در اجراها، روند حركت ملودي از فراز به فرود است، مشخص مي گردند.
٢‐ آوازها از نظر مايگي بيشتر در شور و ابوعطا قرار گرفته اند.
٣‐ در متن آوازها، تحريرهاي متنوعي به كار رفته كه در مقايسه با تحريرهاي آوازي در موسيقي رديف و به ويژه در قياس با شيوه آوازخواني در عهد قاجار ، قابل تامل هستند.
٤‐ در بسياري از ترانه ها كه بر اساس گام شور ساخته شده اند، شروع از نت پايه (تونيك) نمي باشد؛ بلكه در بسياري از اجراها آغاز ملودي از درجه هفتم به درجه هشتم گام مورد نظر صورت مي گيرد.
از نظر ريتم نكته اي كه در ضرباهنگ ها ايجاد ويژگي نمايد، مشاهده نمي گردد. به عبارتي موسيقي تالش را مي توان تا حدودي موسيقي ملوديك فرض نمود. هر چند كه برخي گونه هاي موسيقي عرفاني و مذهبي از طريق صوفيان ترك نژاد و هنرمندان كرد مهاجر به اين منطقه آورده شده و در مواردي تاثير موسيقي گيلكي به ويژه گيلان بيه پس در بخشي از نغمات سازي لله (ني چوپان تالش ) و سرنا ملاحظه مي شود؛ ليكن در مجموع موسيقي قوم تالش داراي ساختار و درونمايه مشخص و با هويتي است كه آن را از موسيقي ساير مناطق همجوار خود مجزا مي سازد. از جمله ايان ويژگي ها مي توان به موسيقي و نغمات
روايتي اشاره نمود، مانند تصنيف لدوبه، اين تصنيف حالتي رزمي دارد كه داستان مربوط به آن در قسمت بعدي اين گزارش يعني:
" تاريخ تالش در ادبيات شفاهي تالشها" آمده است
سازهاي متداول
سازهاي رايج در منطقه تالش شامل؛ لله(ني)، دپ يا دياره(دف)، لبك(ني لبك) و زرنا(سورنا) مي باشند. ظاهرًا در گذشته تنبوره (تنبور) نيز رايج بوده است اما در حال حاضر در هيچ نقطه اي از تالش اين ساز ديده نمي شود. در اين ميان لله يا ني هفت بند جايگاه ويژه اي در موسيقي تالش دارد و هنوز نيز مهمترين ساز در انتقال خصوصيات ويژه موسيقي تالش به شمار مي آيد. از آنجا كه اين سازها با نمونه هاي مشابه خود در ساير نقاط ايران تفاوتي ندارند، از شرح آنها صرف نظر مي گردد. (تنها تفاوت ني تالش نسبت
به ني رايج در موسيقي سنتي، در تعداد سوراخهاي جلو لوله مي باشد. ني تالش و ني موسيقي سنتي به ترتيب داراي چهار و پنج سوراخ در جلو لوله مي باشند.برچسبها: قوم تالش, گیلان, ماسوله, موسیقی در قوم تالش